تبلیغات
تبسم ظهور - ژیلا نشدی و گرنه همت پا بود...
"ای تنهاترین دلیل تبسم، ظهور كن"

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

افراد آنلاین: نفر

شنبه 22 مرداد 1390-04:51 ب.ظ



چند وقت پیش فرصتی ایجاد شد که با یکی از دوستانم خلوتی داشته باشم.برام داستانی تعریف کرد که دوست دارم براتون تعریف کنم.

 بهم گفت: چند وقته پیش تو یک جمعی از دخترا بودیم یه سخنرانی هم آورده بودند، داشت حرفاش رو میزد خیلی ها گوش نمیدادند و خیلی ها هم گوششون به اون بود ولی انگار نبود،یه باره توجه هممون جمع شد،بهمون گفت کی دوست داره همین الان شهید همت از در بیاد داخل و ازش خواستگاری کنه و خلاصه بشه زن شهید همت. دستش بالا.

هیچکس دستش نیومد بالا فقط همه سراشون خم شد.ندا نمیدونی چقدر تو دلم قند آب شده بود، با خودم گفتم ای بابا، ما ازین شانسا نداریم، نمیدونم دلم شکست یا نه فقط یه حالی بهم دست داد که متفاوت بود. یه لحظه به خودم اومدم دیدم نه بابا، تنها من اینجوری نشدم خیلی از دخترای دیگه هم... تو چشای یکی چشامای حاج ابراهیم رو میشد دید، یکی دیگه همچین تو فکر رفته بود که انگار حرف رو جدی گرفته بود، یکی دیگه رفته بود تو فکر لباس عروس و اون یکی...

 سخنران شروع کرده بود به صحبت در مورد همت و و خانومش...میگفت ژیلا (زن حاج ابراهیم) خیلی سختی کشیده، مثلا هر چند ماه میگذشته و شوهرش رو نمیدیده و بار زندگی رو خودش به دوش میکشیده، وقتی هم همت میومده یا مجروح بوده یا اینقدر خسته که دیگه بنده خدا نمیتونسته باری رو از دوش خانومش برداره(البته میگن با این حال حاج ابراهیم خیلی تو کارای منزل به همسرش کمک میکرد: نکته اخلاقی برای آقایون متاهل و یا در شرف ازدواج)

دوستم میگفت: چند وقتی گذشت ازین ماجراو من این صحبت سخنران رو فراموش کردم، فراموش که نه، غافل شده بودم...

یه روزی یه شرایطی به وجود اومد که یه خانومی ازم خواستگاری کرد(راستش دقیقا یادم نیست که دوستم گفت برای پسرش یا برای برادرش) اون خانوم منو تو خیابون دیده بود و چون از ظاهرم و نوع حجابم خوشش اومده بود اومد جلو و با یه ذره مقدمه چینی خلاصه حرف دلش رو زد و گفت شماره منزلتون رو میخوام...

دوستم میگفت: شروع کرد از پسرش(برادرش) به تعریف کردن، از ایمانش گفت، اینقدر گفت و گفت که ندیده...

ولی آخرش یه حرفی زد که ای کاش نمیزد، بهم گفت که این آقا پسر به خاطر شرایطی که داره هر دوماه یکبار میتونه بیاد مشهد...(دوستم گفت برای چی ولی متاسفانه یادم نیست)

یه باره همه چیز از سرم پرید، نمیدونم چرا حالی به حالی شدم به اون زن گفتم که من میخوام شوهرم بالای سرم باشه،اگه بخوام هر دوماهی ببینمش که  این چه شوهریه...

خلاصه خداحافظی کردم و از کنارش گذشتم و شماره خونمون رو هم ندادم.از اون ماجرا و از اون زمان و از اون مکان که گذشتم ناگهانی تو ذهنم یه چیزی اومد،من همتی رو از خدا خواسته بودم، من همت خواستم...

اره من حاج ابراهیمی رو از خدا خواسته بودم،خدا هم نامری نکرد و یکی مثل همت رو جلوی پام گذاشت..اره الان که دارم به ویزگی هایی که از اون میگفت فکر میکنم میبینم درسته خدا حاج ابراهیمی رو جلوی پام گذاشت...اما  من نتونستم ژیلا بشم.

نمیدونم دوستم چه احساسی داشت، فقط تو چشماش دیدم که فکر میکرد خدا میخواسته بهش بگه ایراد از توست...وگرنه من بین بندگانم فرق نمیذارم...هر کسی باتوجه به ظرفیت خودش...

البته خدایی دوست من به خاطر از دست دادن این موقعیت ناراحت نبود از کاری که فکرش رو نمیکرده انجام بده ناراحت بود حال و احوالش کمی تا قسمتی داغون بود

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

شما چی تا حالا جلوی خودت شکستی؟؟؟؟

..................................................................................................................................

 




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 4 شهریور 1391 08:38 ق.ظ


دوشنبه 29 آبان 1391 06:29 ب.ظ
سلام.....عجب به همین سادگی به همین خوشمزگی هان...
ر خ
جمعه 26 آبان 1391 08:31 ب.ظ
سلام علیکم باعرض تسلیت بمناسبت ایام
وتقدیروتشکرازحضورسبزتان ووبلاگ خوب
مکتبی.مذهبی .معنوی تان اجرکم عندالله
یه بنده خدا
چهارشنبه 29 شهریور 1391 03:07 ق.ظ
ممنون از مطالب زیباتون

برای فرج صلوات
فهیمه
یکشنبه 14 اسفند 1390 06:25 ب.ظ
سلام.ممنون.شماهم لینک شدین.
علی امری
پنجشنبه 11 اسفند 1390 12:17 ب.ظ
باسلام این ادرس وب ماس که مداحی های حسین جعفری در قزوین رو ارائه میده لطفا بازدید و نظر بدید ممنون میشیم مارو لینک کنید

وب مداح اهل بیت ع حسین جعفری

nuhe.mihanblog.com
ehsan
یکشنبه 7 اسفند 1390 02:20 ب.ظ
سلام
آدرس دقیق رو ننوشتید.
ممنون میشم درستش کنید.
در ضمن الودود اسم ما است.
ایرانی
جمعه 13 آبان 1390 07:09 ب.ظ
بابا یه روزی اومدم وبتون قالب نداشت کلا فقط متن بود
بلههه
پاسخ بانو : خب اون روز هم خوش اومدید ولی من قالبم رو حذف نكرده بودم...
حتما اشكالی پیش اومده بوده.
میثم
چهارشنبه 11 آبان 1390 04:11 ب.ظ
باسلام
واقعا جالب بود
از شما دعوت میکنیم هرجور که خودتون دوست دارید جمله شعر عبارت دلنوشته و حتی کلمه ای که با ان میتوانید مولا علی را وصف کنید در وبلاگ ما در بخش نظرات ارائه دهید.
یاعلی
العبد
چهارشنبه 11 آبان 1390 03:09 ب.ظ
سلام از حضور و اطلاع رسانی شما ممنونم
انشاءالله همه دختر پسرا همسری با ایمان گیرشون بیاد تا نصفه دیگر ایمانشون کامل بشه و عاقبت بخیر و رستگار بشن
موفق باشید
خانه دوست
یکشنبه 8 آبان 1390 11:54 ق.ظ
سلام
خوبی؟
منو كه یادتون میاد
پاسخ بانو : سلام
تیكه میندازی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میلاد نویدپور
پنجشنبه 5 آبان 1390 11:22 ق.ظ
سلام
دوباره این مطلبتون رو خوندم و باز هم می گم سبک نوشتنتون خیلی جالب و صمیمی بود.
دولت دهم شایستگی تیکه انداختن رو داره.
پاسخ بانو : سلام بزرگوار

هرجور مایلید.واسه دولت میگم
احسان برادری از بلوغ
دوشنبه 2 آبان 1390 11:35 ق.ظ
با سلام و تشکر از حضورتون در بلوغ . تذکر شما وارده ولی خوب میدونین که نوشتن سخته و خلاصه و کامل نوشتن سختر . ضمنا مطالب بلوغی جوری نوشته میشن که مطلب نسوزه . یعنی کسی که قسمتش نیست مطلب رو اصلا نمیخونه.
مهران
پنجشنبه 28 مهر 1390 08:36 ب.ظ
سلام دوست عزیز.وب پرمحتوایی داری.اگه خواستی تبادل لینك كنیم خبرم كن.موفق باشی
چهارشنبه 27 مهر 1390 06:13 ب.ظ
ظاهرا شما هنوز هم تو کف همتین نمیخواین بیرون بیاین؟
پاسخ بانو : نه بابا
ما كه هنوز تو كف نرفتیم
انشالله امسال ردیف شده برم جنوب
فك كنم اونجا تازه برم تو كف
اهل صراحتیم
یکشنبه 17 مهر 1390 10:48 ق.ظ
با سلام
شکست این اتفاق رو داشتم وبعد غمی خوردم که شاید این تصمیم رو نمی گرفتم دیگر این هم بخشی از زندگی باید دانست اگر قرار بود هر کسی رو اینگونه می آفرید هیچ گاه دو انسان شبیه هم نمی شوند پس هر انسانی باید خودش باشد و اعمال محوله را در حد وسع خود حل کند بیشتر هم خدا نمی خواهد


درباره دهه کرامت من هم مطلبی گذاشتم بیایید و با نظرات خود من را بهره مند سازید
منتظر حضور شما و نظرات شما هستیم
اللهم عجل لولیک الفرج
یکشنبه 17 مهر 1390 01:01 ق.ظ
سلام آجی ندا
منم شبیه این موضوع واسم پیش اومد و چقد دردناکه آدم پیش خودش بشکنه
گوشه تا گوشه ی صحرا بخواب و نهراس@ شیرها خاطرشان هست که آهوی منی
ولادت آقای مهربونی و مبارک
یا حق
اللهم عجل لولیک الفرج
یکشنبه 17 مهر 1390 12:14 ق.ظ
سلام آجی ندا
این ماجرا یه جورایی واس منم پیش اومد
واقعا آدم میشکنه
گوشه تا گوشه ی صحرا بخواب و نهراس@ شیرها خاطرشان هست که آهوی منی
ولادت آقای مهربونی و مبارک
یا حق
پاسخ بانو : سلام بانو...
چه شهر قششنگی!!!!!
قران
جمعه 15 مهر 1390 10:31 ب.ظ
سلام موفق باشید وبلاگ عالی دارید
مدرسه مطهری
پنجشنبه 31 شهریور 1390 03:32 ب.ظ
سلام وبلاگ جالبی دارین راستش من هم تو این مدرسه درس خوندم البته دبیرستان نه دانشگاه .خاستم بگم قدر اونجا رو بدونید حالا که من دورم میفهمم.اون چهار سال برای من بهترین روزهای عمرم بود که دیگه تکرار نمی شه
پاسخ بانو : سلام
منم خیلی وقته وارد دانشگاه شدم.فردوسی البته نه مطهری
من خودم رو تو مطهری پیدا كردم
زندگیم رو تو مطهری پیدا كردم
راهم رو تو مطهری پیدا كردم
و تات عمر دارم خودم رو مدیون مطهری و معلمهای اونجا میدونم.
اهل صراحتیم
چهارشنبه 30 شهریور 1390 02:03 ق.ظ
با سلام خدمت دوستان این نه مطلب تبلیغاتی است نه مطلبی که بخواهد شما را به درد سر بیندازد
این توضیح را درباره این مطلب میدهم و بفیه اون رو در وبلاگ مطالعه فرمایید چقدر راه شهدا را رفتیم و چقدر عمل کردیم چقدر ناظر بر خودمان شهدا را دیدیم ادامه در وبلاگ اهل صراحتیم از نظرات خودتان من رو بهره مند سازید حتما منتظرم

http://mmis.mihanblog.com
گروه ناقه
سه شنبه 29 شهریور 1390 12:34 ب.ظ
بسم الله نور
سلام علیکم و رحمه الله
افسران جنگ نرم ،منتظر نقد پیشنهاد هستیم

جنگ نرم----

جهاد مجازی---

استراتژی حمله---××××××

قرارگاه مجازی----

و من الله توفیق
و عجل الله فی فرج صاحب الزمان عج
جمعه 18 شهریور 1390 07:10 ب.ظ
سلام
عالی است
سحرم
پاسخ بانو : سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام سحر بانو
چطوری عزیز دلم؟؟؟؟
اهل صراحتیم
سه شنبه 15 شهریور 1390 11:12 ق.ظ
با سلام
با چادری های بی ملاحظه به روزم
اگرقابل میدونید یه سری به وبلاگ ما بزنید و ازنظرات ارزشمندتون ما رو بهره مند سازید
موفق باشید
مهسا
دوشنبه 14 شهریور 1390 12:39 ب.ظ
سلام دوست عزیز
بعداز مدت هابه روزم ومنتظر حضور ونظرات ارزشمندتان
خوشحال میشم بیاید

میثاق
شنبه 12 شهریور 1390 11:25 ب.ظ
این‌جا بهشتی است بر روی زمین...
سلامی از بلوغ
جمعه 11 شهریور 1390 10:43 ق.ظ
سلام
ماه رمضان تمام شد ولی خدا همچنان ادامه دارد. معنی لغوی واژه عید را اگه نخوندین توی آپ جدید بلوغ بخونین
متفکر احمق
چهارشنبه 9 شهریور 1390 02:22 ب.ظ
سلام .نیازمند شدید نظرات شما هستیم.
سر بزنید بد نیست ها
پاسخ بانو : سلام.
به جون خودم چند بار اومدم ولی نمیشه نظر بذارم...
برو وبلاگت رو درست کن خانوم...
فاطمه***محکم
چهارشنبه 9 شهریور 1390 01:15 ق.ظ
سلام ...

فعلا عیدت مبارک .

پاسخ بانو : سلام..
از حضور تا ظهور...
چهارشنبه 9 شهریور 1390 12:57 ق.ظ
سلام بزرگوار
عید فطر بر شما فرخنده باد
عنوان وبلاگ بنده منظوم شد . به روز هستم با دلنوشته :
"ازحضور تا ظهور..."(منظوم)
سپاسی پیشاپیش از نظرات با بصیرت شما -یاحق
پاسخ بانو : سلام

اومدم.
مصلی
سه شنبه 8 شهریور 1390 05:25 ب.ظ
سلام.
طاعات قبول و عیدتان مبارك.
التماس دعا.
پاسخ بانو : سلام
حاجتتون روا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




نمایش نظرات 1 تا 30