تبلیغات
تبسم ظهور - گذشت عمر!!!!
"ای تنهاترین دلیل تبسم، ظهور كن"

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

افراد آنلاین: نفر

سه شنبه 12 بهمن 1389-08:56 ق.ظ



سلام.میدونم یه كمی شعرش طولانیه ولی به نظر خودم خیلی زیباست بهتون پیشنهاد میكنم كه تا اخرش بخونید...

گذر عمر

طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟

پوچ و بس تند چنان باد زمان

همه تقصیر من است اینكه خودم میدانم

كه نكردم فكری ،كه تعمق ننمودم

روزی ،ساعتی ،یا انی

كه چه سان میگذرد عمر گران...

كودكی رفت به بازی ،به فراغت به نشاط

فارغ از نیك و بد و مرگ و حیات!!!

همه گفتند كنون تا بچه ست هنوز ،

بگذارید بخندد شادان

كه پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست!!

بایدش نالیدن...

من نپرسیدم هیچ ،كه پس از این

از چه رو نتوان خندیدن؟؟

نتوان فارغ و اسوده ز غم

همه شادی دیدن؟

همچو مرغی ازاد ،هر زمان بال گشادن

سر هر بام كه شد خوابیدن!!

من نپرسیدم هیچ ،كه پس از این ز چه رو، بایدم نالیدن؟

هیچ كس نیز نگفت زندگی یعنی چه؟؟؟

چرا می اییم ،بعد از این چند صباح به كجا باید رفت؟؟

به چه سان باید رفت؟؟

با كدامین توشه؟؟به سفر باید رفت

نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط...

فارغ از نیك و بد و مرگ و حیات

بعد از باز نفهمیدم من :

كه چه سان عمر گذشت؟؟

لیك گفتند همه كه جوان است هنوز

بگذارید كه جوانی بكند...

بهره از عمر برد .. كامروایی بكند

بگذارید كه خوش باشد و مست

بعد از باز او را عمری هست!!

یك نفر بانگ براورد :كه او

از هم اكنون باید،فكر فردا بكند

دیگری اوا داد :كه چو فردا بشود ،فكر فردا بكند

سومی گفت:همانطور كه دیروزش رفت

بگذرد امروزش ،همچنین فردایش

با همه این احوال من نپرسیدم هیچ كه چه سان وی بگذشت؟

ان همه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت؟

نه تفكر نه تعمق و نه اندیشه دمی...

عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی...

چه توانی كه ز كف دادم مفت..

من نپرسیدم و كس نیز  مرا هیچ نگفت

قدرت عهد شباب میتوانست مرا تا به خدا پیش برد

لیك بیهوده تلف گشت جوانی هیهات...

ان كسانی كه نمیدانستند زندگی یعنی چه...راهنمایم بودند...

عمرشان طی میگشت بیخود و بیهوده..

و مرا گفتند كه چو انان باشم ...فكر یك زندگی بی جنجال ...فكر همسر باشم

فكر تامین معاش ،فكر گشتن باشم....

و كسی مرا هیچ نگفت..

زندگی خوردن نیست...زندگی ثروت نست ... زندگی داشتنه ثروت نیست.

زندگانی كردن ،فكر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست !!!

ای صد افسوس كه كه چون عمر گذشت معنی اش میفهمم...

حال من میفهمم كه هدف از زیستن اینست رفیق:

من شدم خلق كه با عزمی جزم ،با دلی اسوده

فارغ از شهوت و از و حسد و كینه و بخل...

پای از بند هواها گسلم ،پای در راه حقایق بنهم،

مملو از عشق و جوانمردی و زهد،در ره كشف حقایق كوشم

شربت جرات و اممید و شهامت نوشم

در ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم...

شمع راه دگران و با شعله خویش ،

انچه اموخته ام بر دگران نیز نكو اموزم

راه نمایم به همه ،گرچه سر و پا سوزم

من شدم خلق كه مثمر باشم

نه چنین زائد و بی جوش و خروش ...

ای صد افسوس كه چون عمر گذشت معنی اش میفهمم!!!ش

حال میپندارم كاین سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت ؟

كودكی بی حاصل،نوجوانی باطل،وقت پیری غافل....به زبانی دیگر:

كودكی در غفلت ،نوجوانی شهوت ،در كهولت حسرت




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 27 تیر 1390 11:37 ق.ظ


Can you increase your height by stretching?
سه شنبه 28 شهریور 1396 04:15 ق.ظ
Whoa! This blog looks just like my old one! It's on a
entirely different topic but it has pretty much the same page layout
and design. Great choice of colors!
ناموس خدا
شنبه 23 بهمن 1389 06:36 ب.ظ
سلام
با "برای فرزندانم..."به روز شدم.
این بار مربوط به تشكیلات اما نه تشكیلاتی!
منتظر حضورتان...
فاطمه***محکم
جمعه 22 بهمن 1389 07:20 ب.ظ


"شادی " پروانه ای است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند، شانه هایت پر از پروانه . . .

ایرانی
سه شنبه 19 بهمن 1389 11:13 ق.ظ
چنانچه شفای بدن با دواها باشد,نشاط وبقای نفس نیز با دوستان بود پس زیاد گردانید دوستان را
پاسخ بانو : به به ،به به...
دوست قدیمی
دوشنبه 18 بهمن 1389 11:03 ب.ظ
سلام مطالب داخل وبلاگت خیلی خوب بودمنتظر مطالب بعدی هستم ممنون
پاسخ بانو : سلام عاطفه جونم.
منم منتظر حضوره بیشترت هستم.عاطفه دلم برات حسابی تنگیده...
فاطمه***محکم
دوشنبه 18 بهمن 1389 01:19 ق.ظ
به روزم (2 تا پُست) ... رولت قورباغه !
پاسخ بانو : سلام.
اسمش كه خیلی وحشتناكه...
ولی نمیشه دعوت شما رو رد كرد..
حاج خانم
یکشنبه 17 بهمن 1389 09:57 ب.ظ
مگر خبر نداشتی مهسا از بچه های بالاست
یکشنبه 17 بهمن 1389 01:15 ب.ظ
سلام
منم آقای متشخص چند وقت نیومدم گفتم امتحان داری از درس و امتحانات غافل نشدی خانم دانشجو دیدم خودت ماشاالله حسابی حواست هست و بعد از امتحان به موقع می ری سر جلسه تا برای ترم بعدی ثبت نام كنی و نفر اول باشی، یكم بیشتر به فكر درس و دانشگاه باشی بد نیستها !
پاسخ بانو : سلام علیكم.
زمانی كه میبینم كسی بدون نام پایام میذاره میدونم كه شمایید(شناسایی شدید.).
الان منو مسخره كردید دیگه...ها ؟؟؟
نمیدونم چرایه جورایی احساس میكنم شما اشنایید...اخه میدونید من در بین محارمم نیز یه اقای با شخصیت میشناسم كه خیلی دوست داره اذیت كنه...طرز انتقادهایش هم مثله شماست...(الله اعلم...)ولی اگه درست حدس زده باشم من میدونم و شما (یعنی همان اقای اشنای مردم ازار)اگر هم كه نه اشتباه كرده باشم خب ببخشید پیش میاد دیگه...
پائیز
یکشنبه 17 بهمن 1389 10:37 ق.ظ
سلام عزیز دل
فدات شم این چه حرفیه...
همین که لطف کردی اومدی جواب دادی ممنونم...
شاد باشی
فعلا....
پاسخ بانو : سلام.
خدا نكنه...
خواهش میكنم وظیفه بود...
ممنون.شما هم همینطور
پائیز
یکشنبه 17 بهمن 1389 10:36 ق.ظ
lalehhaye-sork
شنبه 16 بهمن 1389 11:15 ب.ظ
خدایا !

سرنوشت مرا خیر بنویس

تقدیری مبارک

تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

(دکتر شریعتی )
پاسخ بانو : سلام.
الههههههههههههههیییییییییییییییییییییی امین.
منچ
شنبه 16 بهمن 1389 06:38 ب.ظ
بسیار عالی
سروده ی خودتون بود؟
پاسخ بانو : سلام.
نه.نمیدونم سروده ی كیه اخه همینجوری تو یه كاغذ به دستم رسید...
پائیز
شنبه 16 بهمن 1389 04:50 ب.ظ
سلام.
از وبلاگ یه همسایه ی عزیز اومدم اینجا....
خیلی وقت نیست که یه وب زدم خوشحال میشم سر بزنید....اگه دوست داشتین جزء نویسنده هاش بشین و همه کنار هم یه وب گروهی داشته باشیم....اگه میبینید در توانتون هست حتما خبرم کنید....اگه هم که نه،امیدوارم همسایه های خوبی برای هم باشیم....توضیحات کافی تو لوگلوی وب هست میتونید بخونید و یا اگه سوال داشتید بپرسید جواب میدم....
**پائیز فصل غریب دوستی های شکلاتی....
تو هم بیا و هفته ای از این دوستی ها باش....***
پاسخ بانو : سلام.
خوش اومدی
میام وبت جواب میدم...
فاطمه
شنبه 16 بهمن 1389 02:30 ب.ظ
پاسخ بانو : خودت گلی گلم...
یک مسلمان
شنبه 16 بهمن 1389 12:06 ب.ظ
سلام.
فرا رسیدن ماه ربیع الاول بر شما مبارک باد.

گفتید همش را بخونید ، خوندم قشنگ بود.
این چند خط آخر خیلی زیبا بود :

در ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم...
شمع راه دگران و با شعله خویش ،
انچه اموخته ام بر دگران نیز نكو اموزم
راه نمایم به همه ،گرچه سر و پا سوزم

تشکر که سر میزنید. موفق باشید.
پاسخ بانو : سلام.
پایان ما صفر ماه اندوه و بلا را من هم بر شما تبریك میگویم.
خواهش میكنم.ممنون.
حاج خانم
جمعه 15 بهمن 1389 09:41 ب.ظ
اذیت ؟!!!!!!!!1
مگه جرئت داره
میسپارمش به بچه های بالا (مهسا)

منتطر پستهای مذهبی دیگرت هستم ندا جون
پاسخ بانو : او از كی تاحالا مهسا شده بچه های بالا.
چشم حتما...
مهسا
جمعه 15 بهمن 1389 01:17 ق.ظ
سلام ندایی!کیف حالک؟؟؟

این حاچ خانوم ما رو اذیت نکنی ها! که با من طرفی!!!
شوخی کردم! در ضمن با دست نوشته "مسلمان شناسنامه ای (!)" به روزم
شعرتم خوب بود!
پاسخ بانو : سلام.الحمدالله نفسی میاد و میره...
نه بابا ...این حاج خانم ما رو اذیت نكنه ما اذیتش نمیكنیم...
حتما مزاحم میشیم.
شعر خودم نبودا ...از جایی به دستم رسیده بود دیدم قشنگه زدم تو وب...
ایرانی
چهارشنبه 13 بهمن 1389 04:03 ب.ظ
سلام شعر تامل انگیزی بود
راستی اون موضوع چی شد الان دیگه نمیخواین بیاین وبم

زندگی خوردن نیست...زندگی ثروت نست ... زندگی داشتنه ثروت نیست.
زندگانی كردن ،فكر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست !!!
ای صد افسوس كه كه چون عمر گذشت معنی اش میفهمم...


پاسخ بانو : علیكم السلام.
چرا میام!! ولی هنوز یه كمی خجالت میكشم...
ایشالاه
چهارشنبه 13 بهمن 1389 12:01 ق.ظ
زندگی بافتن یک قالیست
نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده
تو در این بیت فقط میبافی
نقشه را خوب ببین نکند آخر کار
قالی زندگی ات را نخرند
پاسخ بانو : سلام.
بسیار زیبا بود.
عاشق کوهستان
سه شنبه 12 بهمن 1389 06:04 ب.ظ
سلام

خدایا عاقبتمون رو ختم بخیر بفرما
پاسخ بانو : سلام علیکم.
انشاءالله...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر