تبلیغات
تبسم ظهور - او گفت...
"ای تنهاترین دلیل تبسم، ظهور كن"

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

افراد آنلاین: نفر

سه شنبه 9 آذر 1389-07:32 ق.ظ



 

تازه عروس گفت :

مهربان پدر!

تو خود خوب میدانی كه من ده ها خواستگار خویش را به خاطر تو-كه دلدار بی چون و چرایی برای من-جواب كردم...

 

 

چرا كه من دیدم كه در قلبشان -كه به قول خودشان به وسعت دریا بود والبته نبود -جایی برای تو ندارند وسهمی هر چند كوچك را از سرزمین دلشان به نام تو نكرده اند...!

من به دنبال كسی بودم و در ارزوی یاری كه دلش را و همه ی احساسش را تقدیم تو كرده باشد و نخواهدكه انها را یكجا به پای من بریزد!

كه من چه ام بی تو؟!

و بدون تو ؟!

و درباره تو؟!

اصلا -تا حضور نازنین تو هست-چه جا دارد كه مردی قلبش را یكسره تقدیم زنی كند

و زنی همه ی دلش را پیشكش مردی؟!

پس دست به دعا برداشتم ...

خدایم را به تو-كه پیوند دهنده ی قلب عاشقانت هستی به هم-سوگند دادم كه مرا از ان كسی سازد

عاشق...

شیدا...

و سرگشته تو...

ان كس كه تنها گم كرده اش توباشی وپس از خدا تنها تورا ببیند وهر انچه را كه وابسته به توست و هر انكه را كه عاشق توست...

تو را ببیند..

تو را بخواند..

تو را بجوید..

و مرا -كه كمترین كنیزم برای تو-با خویش در تمامی جاده های انتظار همراه سازد ..

مرا با خود ببرد ..

پا به پای خویش بكشاند ..

قدم به قدم دستم را بگیرد ..

و نگذارد از قافله چشم به راهانت باز بمانم

و سر درگم

وبی تو بمانم

كه بی تو بودن همه مرگ است برای من...

من دعا كردم ...روزها و در دل تاریك شبها...

و امروز-كه جشن عرسی من است -مدیون تو ام

به خاطر انكه به دعایت  وبه جود و كرم و سخایت همسری را نصیبم كردی كه وجودش تمام شیفته توست ...

ومن به پاس این محبت پدرانه تو رو به او گفتم :

((مهریه من تمام محبت مهدی است))

و او سر به زیر و در زیر باران اشك سنگین ترین مهریه عالم را پذیرفت...

 

 

مادر گفت:

من لالایی تازه ای خواهم ساخت!

من در گوش نوزاد دلبند خویش ،حدیثی تازه تر خواهم گفت..

من قلب كوچك دردانه ی خود را ،با‍ مهربان ترین قلب عالم پیوند خواهم زد

و من خواب كودك خویش را شیرین ترین خواب عالم خواهم كرد...

من لالایی تازه ای خواهم ساخت...

لالایی فراق ،

لالایی انتظار،

لالایی وصال...

و به راستی چه شیرین است خوابی كه آغازش لالایی تو باشد !

و كسی چه می داند ...كسی چه می داند ؟!شاید تو -محبوب بی همتای من -به لطف اسمانی خویش هم نشین خواب های دردانه من گردی.

لبخند كودك خوابم را ببین ... اقا!

بگو ...كه ایا به راستی به خواب او نیامده ای ؟!

لالا لالا ...گل زیبا

دلم خون شد از این دنیا

نگام بر در شب وروزه

نیومد مهدی ام از راه

***

گلی پرورده ام زیبا ونازه

برای سرورش محرم رازه

در اخر میشه او یار امامش

نصیبش هم شهادت ركابش...

***

اری...من لالایی تازه ای خواهم ساخت.

 

 

 

 

پروانه گفت...

من گلهای زیادی را دیده ام ...

گل لاله را میشناسم ،

با شقایق دوست بوده ام،

با مریم و سوسن و...هم نشین شده ام ؛اما بارها و بارها به تمامی انها گفته ام كه هیچ كدامشان برای من گل نرگس نمیشوند.

یك با گل سرخی از من پرسید :

این گل نرگس چه دارد كه كه تو را این گونه شیفته و یچاره خویش كرده است؟؟؟لاله را با تمام زیبایی اش ببین !

طنازی مریم را بنگر !

دلبری سوسن راشاهد باش!

من در پاسخ گل سرخ گفتم:

با خود عهد كرده ام -تا زمانی كه در سرزمین ما گل نرگس هست -از عشق هیچ گل دیگری سخن نگویم.

گل سرخ پرسید:

در سرزمین ما هزاران گل نرگس هست. در همسایگی من ،ده ها نمونه از ان وجود دارد و تو تا به حال حرفی از عشق به هیچ كدامشان نزده ای.

پس چگونه است كه ادعای عاشقی گل های نرگس را داری؟؟؟

و من باز در پاسخش گفتم :

گل نرگس حقیقی را در هیچ باغچه ای نمیتوان یافت ...

گل نر گس من گل نرگسی یگانه است او صاحب تمامی گل های عالم است .

او تمام پروانگی من است ...

و تمامی ارزوی من...

ای كاش ...ای كاش كه ارزوی طواف كردن به دور او را به گور نبرم !!

كه همگان میدانند عمر پروانه ،چه كوتاه است و ناچیز..

من گلهای زیادی را دیده ام ؛اما هیچ كدامشان بری من گل نرگس نمی شود .

گل یگانه ی تنهای نوازشگر من!...((مهدی))

 

 

نویسنده :محمد علوی




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 آبان 1390 09:21 ق.ظ


چم چم
یکشنبه 28 آذر 1389 05:18 ب.ظ
خوب دیگه برو از همون اول همه رو خوندمو واست نظر گذاشتم.
تازه بخاطرت از کلاسمم زدم......
مطالب جالب بنویس تادوباره افتخار بدمو بیام مطاله کنم.............
پاسخ بانو : مرسی لطف كردی.
واسه اون نظر خصوصی كه زدی هم چشم.
سعی میكنم.حضور شما باعث افتخار ماست.
maryam jahangashteh
دوشنبه 15 آذر 1389 09:35 ب.ظ
بسیار زیبا بود - ممنون
پاسخ بانو : سلام.خیلی ممنون كه سر زدی.باز هم سر بزن سعی دارم هر چند روزی به روز شم.
مهسا
دوشنبه 15 آذر 1389 07:18 ب.ظ
به به .دوست گلم.با ایمانم.
مطلبت عالی بود.عالی عزیزم.
مخصوصا مطلب تازه عروس... واقعا چه مهریه سنگین و خوبی!! البته اگر طرف لایقش باشه که اگر به خدا بسپاری هست...
ساغر
دوشنبه 15 آذر 1389 12:18 ق.ظ
سلام عزیزم مطلب قشنگی بود وبلاگت هم خیلی خوب شده دلم می خواست برای همه ی مطالب ها پیام بذارم فعلا این رو به نیابت از همه گذاشتم ایشالله از این بهتر بشه
پاسخ بانو : سلام.خیلی ممنون.
عاشق کوهستان
یکشنبه 14 آذر 1389 12:06 ب.ظ
با سلام

جالب بود
ممنونم

منم سرگشته ی حیرانت ای دوست
کنم یکباره جان قربانت ای دوست
دلی دارم که از شوق وصالت
وجودم را زغم ویرانه کرده ........
اسی
سه شنبه 9 آذر 1389 05:37 ب.ظ
خیلی جالب بود.از عكسای خوشگل بیشتر استفاده كن. طراحیش خوب بود. ایشالله پر بار ترم میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.