تبلیغات
تبسم ظهور - بازار
"ای تنهاترین دلیل تبسم، ظهور كن"

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

افراد آنلاین: نفر

یکشنبه 21 آذر 1389-08:55 ق.ظ



سقراط حكیم را همواره در حال قدم زدن در بازار بزرگ شهر میدیدند.

یك روز یكی از شاگردانش پرسید:استاد از شما اموخته ایم كه یك حكیم زندگی ساده دارد شما حتی یك جفت كفش از خود ندارید.

سقراط پاسخ داد :درست است.

شاگرد ادامه داد:با این حال هر روز شما را در بازار شهر ودر حال تحسین كالاها میبینم.ایا اجازه میدهید كه پولی جمع كنیم و تا بتوانید چیزی بخرید؟؟

سقراط پاسخ داد :هر چه را كه میخواهم دارم.اما عاشق این هستم كه به بازار بروم تا ببینم ایا بدون انبوه این چیزها همچنین خشنود خواهم مانند؟؟//؟؟




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 آبان 1390 09:30 ق.ظ


حمیدبرزخ
یکشنبه 21 آذر 1389 11:26 ب.ظ
معرکه بود...
پاسخ بانو : ممنون.
فاطمه***محکم
یکشنبه 21 آذر 1389 11:42 ق.ظ
خیلی جالب بود . ممنون
پاسخ بانو : خواهش میكنم.از شما ممنون واسه حضورتون.
فاطمه***محکم
یکشنبه 21 آذر 1389 11:40 ق.ظ
سلام ندا جان
خوبی عزیزم ؟
ممنونم از حضورت و محبتت
مبارکه وبت ...

هر جور دوست داری عزیزدلم ...

مطالب خوبی مینویسی و یا انتخاب میکنی ، گذری کوتاه انداختم . موفق باشی خانومی ....
پاسخ بانو : ممنون از لطف شما.
عاشق کوهستان
یکشنبه 21 آذر 1389 09:56 ق.ظ
سلام دوست عزیز

ممنونم از لطف شما

جالب بود و آموزنده

موفق باشی
یا حسین(ع)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.